لایتنـــــــاهی

خویشم همه غیر آمد؛ از غیر گسستم من...

لایتنـــــــاهی

خویشم همه غیر آمد؛ از غیر گسستم من...

۴۲ مطلب با موضوع «دل‌صدا» ثبت شده است

در مُشتِ خاک ریشه‌ی شمشاد می‌دود / هم‌چون نسیم در قفس آزاد می‌دود
جسم‌ِ مرا نگاه مکن، بی‌تو روحِ من  /   آتش گرفته ایست که در باد می دود
ما را به سرزمین دگرگونِ خود ببر   /    آن‌جا که صید در پیِ صیاد می‌دود
آن‌جا که با عبورِ تو از روی قبرها     /     خونِ دوباره در رگِ اجساد می‌دود
آن‌جا که کوچه کوچه خراسان شبیهِ رود  /  پای پیاده سمت سناباد می‌دود
می‌ایستم کمی به تماشای کودکیم    /    دارد میان صحنِ گُهرشاد می‌دود
گویا شفا گرفته کسی باز در حرم     /     عالم به سوی پنجره فولاد می‌دود
من آمدم تو نیز می‌آیی به این امید /  عمرم به سوی لحظه‌ی میعاد می‌دود
- سیّد حمیدرضا بُرقعی -

ما پنج تن،

کفایتِ اهلِ زمین کنیم

حتی اگر هزار هزاران بیاورید...

***

(ترجیحاً رجوع شود به ادامه‌ی مطلب!)

.: هو الشّهید :.
خبر نیم خطی بود. خبر توی تیترش خلاصه بود: موصل آزاد شد!
همین!؟ به همین راحتی؟! نه... نه
کسی هست که نداند که وجب به وجب خاک موصل عطر خون و باروت می‌دهد؟ کسی هست که بلباسی‌ها و بیضایی‌ها و بدرالدین‌ها و مغنیه‌ها را نشناسد؟
موصل، دمشق، حلب، زیتان، نُبُل الزهرا، فلسطین، میانمار، لبنان، بحرین، یمن
خط مقدم جبهه‌های این جهانند. دفاع می‌کنند و می‌جنگند و تاوانِ... اصلاً راستی این‌ها تاوان چه چیزی را پس می‌دهند؟!
تاوان عقاید و دینشان را؟! نفرین به سازمان ملل که این سال‌ها کشتار گروهی را نظاره می‌کند... نفرین...
موصل به برکت خون شهدای عراقی، ایرانی، افغانی و و و و... آزاد شد!

***
+ برای دریافت آهنگ از وب‌سایت رسمی حامد زمانی کلیک کنید.

.: هو المصوّر :.
شیر تا ابد شیر است؛ حتی در قفس، حتی در بَند، حتی... حتی بعد از مرگش!
وقتی یک شیر می‌میرد، آدم‌خوارهای مجاور جزیره‌ی آدم‌ها جشن می‌گیرند؛ پایکوبی می‌کنند
که از محافظینِ آدم‌ها یکی کم شده. که شیر دیگر نیست. اما فقط خودشان و خودمان می‌دانیم شب‌هایی را که از ترس شیر خوابشان نبرد، روزهایی را که به جایگاه شیر غبطه می‌خوردند.
فقط خودمان می‌دانیم که: یک شیر به این راحتی‌ها از پا در نمی‌آید...
دشمن از تو میترسید حاج احمد جان!
ما به انتظار #ایستاده_ایم آمدنت را

***
+ برای دریافت آهنگ از وب‌سایت رسمی حامد زمانی کلیک کنید.

در شهر پیچیده است که علی علیه السلام با پای خود برای بیعت با خلیفه رفته است.

در کامِ کوفیان، زبان جز به کذب نمی‌چرخد...

یا امیرالمومنین حیدر

سوخت در آتش و بر آتشِ خود دامن زد
آن که فهمید و خودش را به نفهمیدن زد
***
+ از کسانی که لطف داشتند و برای مناسبت‌های گذشته پیشنهاد شعر یا تایپوگرافی داده بودند تشکر می‌کنم و عذرخواهم که فرصت نشد پیش از این طرحی بزنم. ان شاء الله در آینده.

 

باز از بام جهان بانگ اذان لبریز است

مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است